خرید بک لینک
دیشب بعد از گودبای پارتی یکی دیگه از دوستای نزدیکمون، این شعر معنی دیگه ای میداد .... ای ساربان، ای کاروان لیلای من کجا میبری؟ با بردن لیلای من جان و دل مرا میبری ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا میبری در بستنِ پیمان ما تنها گواه ما شد خدا تا این جهان، بر پا بود این عشق ما بماند بجا ای ساربان کجا میروی لیلای من چرا میبری تمامی دینم، به دنیای فانی شراره عشقی، که شد زندگانی به یاد یاری، خوشا قطر

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت: 1:46

گاهی روح معشوق پانسمان میخواهد

باید بر بالینش بنشینی

دست دلش را گرم بگیری

و بر لالهی گوشش زمزمه کنی

"ارام بخواب دلبرکم

تا بیدار شوی

تمام خوابهایت را تعبیر میکنم"

....


---------------------------

پ.ن.1: شعر از سجاد افشاریان

پ.ن.2: گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود .........

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت: 1:46

صفحه بندی